حداقل خاصیتی که نوشتن در این وبلاگ داره اینه که فهمیدم چقدر ایجاد انگیزه می کنه. حالا...ر
یه کلاس پیدا کردم آس! فقط اون سر شهره و ساعت شش تا نه شب هم هست. همین! شش هفته هم طول میکشه اما من میرم. یعنی ثبت نام کردم بعدش فهمیدم این مصایب رو به همراه داره. پس میرم!د
یک ماجرایی داشتیم ما با این برونو بی مغز امروز که هر دفعه یادم میفته از خنده می ترکم. خیلی موجود بدبختیه. به نظرم پدر مادر خیلی بی رحمی داشته که اینقدر بدبخت بار اومده که محتاج توجه همکارهاشه. پدرمادرهای محترم نکنین این کارها رو، به بچه تون توجه لازم رو بدین که بعدن یه موجود عقده ای مثل این برونو تحویل جامعه ندین که روی اعصاب همه جفت پا بره. حواس خودم هم باید باشه در ضمن. شخصیت آدمها خیلی به دوران بچگی شون بستگی داره. ر
من همچنان مثبت می اندیشم. همچنان همه رو دوست دارم. همچنان با فکرهای بد در کله ام مبارزه می کنم و همچنان به زندگی با حضور خانم لوئیس هی ادامه می دم.د
امروز تولد یکی از بهترین خواهرهای دنیاست. همبازی بچگی ها و هم دعوایی نوجوونی ها و هم مدرسه ای و دوست و خواهر بزرگتر که در واقع من باشم ولی اونه و خیلی عزیزه و از این حرفها.ر
اینم بگم برم بخوابم. وبلاگ انگلیسی هم داره از تنور در میاد. فعلن لینکش اون بغله که بعدن یواش یواش بیاد وسط میدون.ر
شب همگی به خیر.ز
سنجاب لالا- نامه
at 6/07/2007 11:12:00 PM امضا هما |
Subscribe to:
Comment Feed (RSS)