Miss you all

من از سگ می ترسم
و از مرگ
و از تمام ریلیتی تی وی شوهای آدمهای چاق
یا عشق شهرت
بیگ برادر
و از اخبار بریتنی
و این رول مادلهای بلاند
و از هرچه هتل هیلتون در پاریس هست
بیزارم

من از تنفر متنفرم
از نفرت بیزارم
از حماقت اما
همیشه متنفر بوده ام
جنون اما روش همیشگی من بوده است
اینجا جنون با جرم برابر است
حماقت اما نه

من یک آدم کوکی ام
بدون روح
بدون ترس
بدون تنفر
بدون عشق
سرد
بی جنون
مثل مرگ
من از مرگ می ترسم


از یادداشتهای یک دیوانه بی آبرو

پی نوشت اول - فامیلهای محترم لطفن بعد از خواندن این چرندیات خونسردی خودتون رو حفظ کنین و زرتی شماره خونه ما رو نصفه شبی نگیرین لطفن. نکن خواهر من! من الان خوابم. خوب؟ از تحمل و علاقه بی شائبه شما سپاسگزارم.د
پی نوشت دوم - خوشی زیادی
پی نوشت سوم - بهار شده است و رو سیاهی همراه زغال رخت بر بسته است. هرچند که از اول هم ژغال با خاشیتی نبود.ئ
پی نوشت چهارم - من نمی دانم کسی که دلش تنگ میشود یعنی چی. کاش این مامان ما یه کم به ما از ظرافت های زنانه هم می گفت.ذ
پی نوشت پنجم - اگه بلد بود حتمن خودش به جای ظرفیت، ظرافت داشت دیگه!ر