سلام زندگی، سلام وبلاگ

انگار سالهاست که حرف نزده ام
اینجا ننوشته ام، مدتهاست
چیزهای زیادی برای گفتن هست، چیزهای زیادی برای تجربه کردن هست
حتی وقتی که فکر می کنی این دیگر همان است که دنبالش بوده ای
یا این همان لحظه گمشده است
باز هم می توانی بروی و کشف کنی
کارهای احمقانه ای را که مدتهاست در مغزت وول می خورند به ردیف نظام کنی و یکی یکی به حساب همه شان برسی
هیچ کاری از انجام ندادن هیچ کاری احمقانه تر نیست
تنبلی کردن و ترس، از خود مرگ هم ترسناک تر است، تجربه کردن، خود زندگی است
فقط با تجربه است که یاد می گیریم، بزرگ می شویم
به فکرهایم دیگر نه نمی گویم، از فکرهای جدیدم نمی ترسم، از نوسانهای کش سانی مغزم استقبال می کنم، به آرزوهایم پر و بال می دهم، فکرهایم را رها می کنم...ر

انسانیت انسانها اما فقط این نیست، چیزهای ظریفی در آدمها هست که کیفیتشان را بالا و پائین می برد، مثل عظوفت، وجدان، قدرشناسی، تشکر و عذرخواهی، به خاطر سپردن خوبها و از یاد بردن تمام ضربدرهایی که جلوی اسم بدها ردیف کرده ایم. بدها را خیلی وقت است که فراموش کرده ام
باید یاد بگیرم که خوبها یادم بمانند