یکشنبه نامه

اول از همه یه تشکر کنم از حمید و دنا که با اونهمه گرفتاری که خودشون دارن زنگ زدن و سوال کردن. خیلی ممنونم ازتون. مخصوصن دنا که می دونم سرش خیلی شلوغه. به غیر از این دو نفر، هیچ کس به این درخواست اطلاعیه ما جواب نداد. اصلن کسی نپرسید چی می خوام بگم. همین که گفته بودم اسپانسر مثل اینکه اسم دیو آورده بودم کسی از ترسش حتی کامنت مربوط هم نذاشته. واقعن دم همتون گرم. من که با اینهمه علاقه و استقبال نمی دونم چی کار باید بکنم. خیلی برام جالب بود. ر

یه جا تو وبلاگ کسی بود فکر کنم که یه نفر کامنت نوشته بود صد چینی در اطاقی بگنجند و دو ایرانی در مملکتی نگنجند یه همچین چیزی. آیا ایرانی ها توی غربت از هم می ترسن. سوال من بوده همیشه. اون اوایل که تازه اومده بودیم و تا ایرونی ها رو میدیم حرفشون رو قطع میکردن که بقیه قیافه های خاور میانه ای نفهمن ایرونی هستن. بیچاره ملت. آره خوب حق دارن. خیلی با خودمون رو راست باشیم می ترسیم. علتش هم ذات و جنس و ژن و این چیزهانیست. علتش اینه که همه تو کار همدیگه فضولی کردن در نتیجه همه فضول بار اومدیم. منظورم از همه همون جامعه مریضیه که توش بزرگ شدیم. از مدرسه بگیر تا توی شهر بازی و دانشگاه و تلویزیون با اون برنامه های مسخره اش. به اسم امر به معروف و نهی منکر هر کسی مختاره تو کار بغل دستیش کنجکاوی کنه هیچ، راه کار هم بده. و چون خودمون هم فضول کار بقیه هستیم یا احتمالن دور و بری های نزدیکمون هستن، می ترسیم که بقیه هم فضول کار ما باشن. بیشتر از اونکه تلاش کنیم که زندگی خودمون بهتر شه تا کسی از خودش تعریف میکنه میگیم از کجا میاره؟ اگه کسی انتقاد کنه به جای اینکه به حرفش فکر کنیم فوری می خوایم بزنیم تو دهنش که خودت مگه خیلی خوبی؟ اینجوریاست خلاصه. خودم رو عرض می کنم. چشم از خودم هم شروع می کنم. ز

خیلی بعضی از آدمها باحالن به خدا. دنیای واقعی اونقدر خبرهای عجیب غریب بوده که من واقعن موندم مردم کجان ما کجا. خدا به همه بنده های رویاپرداز کمک کنه که به رویاهاشون برسن. من تنها کاری که می تونم بکنم اینه که به حرفهاشون نخندم. واقعیت توی ذهن من خیلی به دودوتا چهار تا شبیهه. ر

عجبا! مامانتون بهتون نگفته جوک بی تربیتی رو نباید توی جمع غریبه تعریف کنین؟ر

شبکه اس بی اس سه شنبه شب یه مستند پخش کرد راجع به اینکه آیا اسرائیل ایران رو بمباران خواهد کرد؟ خوب البته که اسرائیل گفت ما می تونیم و لازم باشه این کار رو می کنیم و خیلی چیزهای دیگه. قیافه من پای جعبه جادویی دیدنی بود. و کامنت کوشا شنیدنی که وای ایران؟ بامب؟ باید به گرنپا و گرنما بگیم که بیان اینجا. و من که باید دروغکی یه چیزی بگم که خیلی اون برنامه رو جدی نگیره. و بعدش فکر کنم که به چند تا گرنپا و گرنما باید بگیم که بیان. چند نفرشون میان؟ تکلیف بقیه چی میشه؟ خاله و عمه ها و دائی ها و عمو ها و کازین هایی که موندن رو چی کار کنیم؟ خونه ها شون و اسباب خونه هاشون چی؟ تکلیف گلوبال وارمینگ چی میشه؟ مدیر شبکه اس بی اس حتمن ایرانی نیست یا یه بچه ایرانی توی فامیلشون نیست که اون مستند رو با چشمهای گرد نگاه کنه و بترسه. مستند سازه که صد در صد نبوده. اما تو اون مستند ایرانی هم بود. اونها چی؟ هیچ کس به فکر بچه ها نیست. چه اون بچه هایی که اونجا هستن و چه اون بچه هایی که اینجان. ه