من میدونستم این خدایی که من میشناسمش اینقده خوب و مهربونه که حرف منو زمین نمیندازه. حالا دیگه نمی دونم اون رونوشت رو چه جوری ارسال کرد که سه سوت من به آرزوم رسیدم دیگه خداااااااااااااااااااس دیگه خدااااااااااااااا
امروز هوا بسیار زیاد تمیز و آفتابی بود جوری که اون دور دور ها کوه معلوم بود. حیف که عکس نگرفتم
من خوبم اوضاع پروژه هم معلوم نیست. ما کارمون رو میکنیم چون این چاه بدون آب در حال حاضر برای ما نون داره. اما در کل سیستم چین خیلی شبیه همه جای دیگه دنیا و از جمله ایران خودمونه. فرض بر اینه که پیمانکار باید کارش رو بدون عیب و نقص انجام بده و کارفرما هم باید مو رو از ماست بکشه بیرون. اما موقع امضا و پول دادن و تحویل گرفتن که میشه همه جیم میزنن که خدای نکرده مسئولیت گردنشون رو نگیره. اگه هم اشتباهی پیش بیاد که همه اونهایی که هیچ کاری نکردن و تا حالا بیرون گود وایستاده بودن استاد مواخذه کردن میشن یهویی. اون بدبختهایی هم که تا حالا داشتن مثلاً کار میکردن متهم میشن و بی آبرو. همه جای دنیا اینجوریه اما شدت و ضعف داره. همکار من یه پراجکت پلن داره خیلی بامزه است توش چهار تا استپ بیشتر نیست
اولیش اینه که همه برای شروع کار هیجان زده هستن
قدم دوم اینه که اونهایی که کار نکردن جایزه بگیرن و تشویق بشن
قدم سوم این که دنبال متهم بگردیم
قدم چهارم هم این که یه نفر بیگناه رو متهم کنیم که کار رو اشتباه انجام داده
خلاصه من حالا حالاها اینجا می باشم. در طول هفته که کار دارم و سرم به کار گرمه خوبه. اما آخر هفته ها می خوام بمیرم دور از جون نازنینم. تقریباً به روش کاملاً جنون آمیزی توی هتل حبس میشم که برای اینکارم دلیل هم برای خودم میتراشم. مثلاً هوا کثیفه یا مثلاً پام درد میکنه یا الان باید برم حموم یا اینکه باید لباس اتو کنم آخرش هم هیچ کاری نمی کنم و میرم دوباره سراغ داکیومنتام. خلاصه که جنونی گرفته ام دیدنی.
اما جایتان خالی شنبه شب رفتیم الواطی با انواع اطعمه و اشربه و مقادیری حرکات موزون خودمان را ترکاندیم و سبک شدیم. چاره این چین خراب نشده فقط کوکتله و باقی قضایا
خلاصه اگه یه وقتی دیدین من نفس کش طلبیدم بدونین که هوای بد و شربت! خوب بی تاثیر نبود